برای جلب نظر مخالفان، تایپ نکنید، صحبت کنید

به گزارش کلاه عطا، جولیانا شرودر و نیکلاس اپلی، در مقاله ای در کوارتز نوشتند: چند دستگی در جامعۀ آمریکا به حدی رسیده که نمی گردد از آن چشم پوشید. مردم بر سر سیاست، حمل سلاح، مالیات و آزادی بیان تنها با هم اختلاف ندارند، بلکه به کسانی که مخالفشان هستند بی احترامی هم می نمایند.

برای جلب نظر مخالفان، تایپ نکنید، صحبت کنید

به گزارش ترجمان علوم انسانی، در ادامه این مطلب آمده است: ملاحظه کنید چه می گردد وقتی موافقان حمل سلاح را در گوگل جست وجو می کنید. اولین پیشنهاد اتوماتیک گوگل این است: موافقان حمل سلاح دیوانه اند. دومی چیست؟ موافقان محدودیت حمل سلاح دیوانه اند. وقتی با دیگران موافق نیستیم، با اعتماد به خود، تنها فرض نمی کنیم مخالفانمان اشتباه می نمایند؛ فرض می کنیم احمق هستند.

این میل باطنی تا حدی در این حقیقت ریشه دارد که ما نمی توانیم ذهن دیگری را، مانند ذهن خودمان، بی واسطه تجربه کنیم، بلکه مجبوریم از اعتقاد شناخته شدۀ فرد دیگر (مثل اینکه محدودیت حمل سلاح بد است) به تفکر یا استدلال ناشناختۀ او پی ببریم. این فرایند استنتاج به اینجا می رسد که اعتقادی ظاهراً مهمل از ذهنی مهمل می آید.

روان شناسان بحث می نمایند که تحقیر ذهن دیگری به این شکلْ گونۀ نامحسوسی از انسانیت زدایی است. این مسئلۀ مهمی است، زیرا وقتی مخالف را نه انسانی متفکر بلکه جانور یا شیئی بدون فکر و احساس می بینیم، چرخه ای از درگیری را استمرار می بخشیم که آتش اختلاف، نفرت و سوءتفاهم را بیشتر می افروزد.

خوشبختانه، فرایند های روان شناختی ای که دریافت های انسانیت زدا را ایجاد می نمایند روشی برای کاهش آن ها نیز پیشنهاد می دهند: به معنای حقیقی کلمه، به صدای مخالف گوش بدهید.

مجموعه تحقیقات جدید ما، که در نشریۀ سایکولوجیکال ساینس منتشر شده اند، نشان می دهند که ابزار تعامل افراد با یکدیگر تأثیر مهمی در برداشت های آن ها دارد. به ویژه، درمی یابیم که صدای فرد به شکل نامحسوسی انسانیت ساز است. وقتی می توانیم، به جای خواندن نظرات افراد، آن ها را بشنویم، انگار آن ها افرادی مراقب تر -متفکرتر، باهوش تر، عاقل تر و انسان تر- هستند.

آزمایشی را در نظر بگیرید که آخر هفتۀ قبل از انتخابات ریاست جمهوری 2016 ایالات متحده انجام دادیم. از ده حامی هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ خواستیم علت حمایتشان از نامزد سیاسی برگزیده شان را شرح دهند، یک بار با صحبت در جلوی دوربین فیلم برداری، و بار دیگر با نوشتن در صفحۀ رایانه. سپس از بیش از 850 ارزیاب، با خاستگاه های سیاسی مختلف، خواستیم ببینند، بشنوند و متن پیاده شدۀ صحبت ها یا شرح کتبی حامیان را بخوانند، و برداشت های خود را از قابلیت های ذهنی این افراد گزارش نمایند. به طور خاص، ارزیاب ها امتیاز می دادند که هر حامی چقدر انسان به نظر می رسد - از جمله اینکه چقدر عاقل، منطقی، و از نظر فکری توانمند است.

یک نتیجه پیش بینی پذیر بود: افراد ذهن کسانی را که با آن ها موافق نبودند تحقیر می کردند. حامیان کلینتونْ حامیان ترامپ را بی منطق تر و کم عقل تر از حامیان کلینتون می دانستند، و برعکس.

نتیجۀ دیگر بسیار جالب بود: ابزاری که به واسطۀ آن شرکت نمایندگان ما پیغام دیگری را دریافت می کردند در ارزیابی آن ها از ذهن فرد تأثیرگذار بود. ارزیاب هایی که حرف مخالفان را شنیده بودند، در مقایسه با افرادی که نظر مخالفان را خوانده بودند، به احتمال کمتری عقلانیت مخالفانشان را تحقیر می کردند. یعنی وقتی ارزیاب ها به صدای مخالفان گوش می دادند، میل به انسانیت زدایی کاهش می یافت.

این تأثیر انسانیت ساز تنها نتیجۀ داشتن اطلاعات بیشتر دربارۀ فرد دیگر نبود -دیدن آن حامی در فیلم، در مقایسه با شنیدن صدای او، برداشت ها را تغییر نمی داد. انگار صدای فرد به شکل منحصربه فردی انسانیت ساز است.

آزمایش های بیشتر به شرح علت یاری می نمایند. صدای یک فرد نه تنها واژه ها را در خود دارد، بلکه نشانه های فرازبانی مانند لهجه و مکث را نیز شامل می گردد. همان طور که، وقتی بدن فردی تکان می خورد، می فهمید که از نظر زیستی سالم است، وقتی صدای فردی دارای حرکت در نشانه های فرازبانی است، به سلامت ذهنی او پی می برید. صدا ابعاد و زوایا می گردد. بلندتر و ملایم تر می گردد. سرعت صحبت کردن کم و زیاد می گردد. این نشانه ها همه بازتاب اندیشیدن در زمان صحبت اند. دربارۀ صدایی یکنواخت که این نشانه ها را ندارد همان طور قضاوت می گردد که دربارۀ متن. مشکل متن آن است که نشانه های فرازبانی ندارد، نشانه هایی که حاکی از حضور ذهنی انسانی اند، و ظاهراً خوانندگان خودبه خود آن ها را به متن اضافه نمی نمایند.

در تحقیق دیگری درمی یابیم که تأثیر صدای انسان از موارد اختلاف سیاسی فراتر می رود. بعضی متقاضیان مشاغلْ ابعاد و زوایا متقاعدنماینده ای به صدای خود می دهند؛ قضاوت کارفرما های بالقوه، وقتی صدای آن ها را می شنوند، در مقایسه با زمانی که نوشتۀ آن ها را می خوانند، این است که این افراد مراقب تر -متفکرتر، باهوش تر و درنتیجه برای استخدام شایسته تر- هستند. حتی درمی یابیم که ماشین های بدون ذهن نیز، وقتی صدایی انسانی تر دارند، مراقب تر به نظر می رسند. در یک آزمایش، وقتی خودرو های شبیه سازی شده به صدای انسانِ همیار مجهز شدند و رانندگان به خودرو های خود امتیاز دادند، بیش از پیش آن ها را باهوش، قادر به مسیریابی، قادر به حس محیط اطراف، و اعتمادپذیر توصیف کردند.

ذات ادب آن است که با دیگر افراد با ارج و احترامی برخورد گردد که، در مقام انسان، شایستۀ آن اند. اگر بیاموزیم به آنچه دیگران برای گفتن دارند -به معنای واقعی کلمه- گوش کنیم، می توانیم در زندگی روزمرۀ خود این ادب را گسترش دهیم.

منبع: فرارو

به "برای جلب نظر مخالفان، تایپ نکنید، صحبت کنید" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "برای جلب نظر مخالفان، تایپ نکنید، صحبت کنید"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید